که عشق آسان نمود اول...

مشتاقم که بیاید و دوست دارم که بگویم «بر من سخت است که خلق را ببینم و تو نباشی و صدای آرامی هم از تو به گوش نرسد!»

و می ترسم که چون بیاید اصلاً آماده‌اش نباشم.

مشتاقیم که ببینیمش و دوست دارم که بگویم که «تا کی واله و حیران تو باشیم؟»

و می ترسم که چون ببینمش نشناسمش و مبادا که بگویم شاید که «اینها آیا کسانی هستند که خداوند بر آنها در میانمان منّت نهاده است؟»

چقدر دعا می‌کنیم که بیاید و «همه آیینها را را تسلیم خداوند کند» و چون بیاید می ترسم که مثل آنها شویم که: «از دیر باز بر کافران طلبِ پیروزی کردند و هنگامی که آنچه می‌شناختندش آمدشان انکارش کردند!» و سزاوار لعنت خدا شویم...

نمی‌دانم شاید هم وقتی بیاید بزرگوارانه چون یوسف بگوید که:                                              

«امروز بر شما هیچ سرزنشی نیست، خداوند می‌آمرزدتان که او مهربانترین مهربانان است».

/ 3 نظر / 9 بازدید
وقت سحر

سلام ممنون ممنون خنک شدم تشکر[گل][گل][دست][لبخند]

پاسپارتو

ممکن است بگویید جمله «از دیر باز بر کافران طلبِ پیروزی کردند و هنگامی که آنچه می‌شناختندش آمدشان انکارش کردند» از کجاست؟ ممنون عیدتان مبارک

بیابان زده

عید شما هم مبارک یادم رفت بنویسم که لینکش را اضافه کردم.