اخلاق جنسی و عشق

عشق میان زن و مرد را از یک لحاظ می‌توان دو گونه دانست، عشقی که در فراق و هجران شکل می‌گیرد و همچون شعله‌ی آتشِ چوب است که با سوز و گداز و ابتلا می‌سوزد و بی‌قرار است و عشقی که در وصال زن و مرد رخ می‌دهد و مودت و رحمتی است که بین آنهاست که همچون آتشی از زغال گرمای زیاد می‌رساند و بدون شعله و رنگ و رو و  سوز و گداز ظاهری فراوان.

اگر به فکر تعالی انسان و پخته شدن روح او باشیم باید که به آتش هم فکر کنیم. آتش عشق اگر درست استفاده شود و خطری به بار نیارد در هر دو صورت آن بسیار بسیار مفید است و بلکه چیزی ضروری و جایگزین ناپذیر است.

مهمترین فلسفه اخلاق جنسی و نیز احکام جنسی (از قبیل حجاب و حدود و ...) که ظاهراً برخی سخت و خشک و خشن است حفظ و بهینه شدن شکل‌گیری عشق متعالی و پر حرارت در میان زن و مرد در جامعه است. این نگاهی عمیق است که به عشق به عنوان یک شهوت و لذّت زودگذر و آنی نگاه نمی‌کند بلکه آن را وسیله‌ای نیرومند و ضروری برای رشد و بزرگ شدن انسان می‌داند.

آنچه که دختران جوان باید بدانند این است که اگر خواهان شکل‌گیری عشقی از نوع اول نسبت به خودشان در مردان هستند راهش این نیست که خود را جلوه دهند و راه هوس و لذّت را بروی مردان باز بگذارند و آنان را به سوی خود جلب کنند. بلکه برعکس باید که اندکی فاصله و بی‌توجهی و دوری و پوشش را برگزینند. تنها این زمان است که به جای غرایز پست و شهوانی مردان، غرایز متعالی‌‌تر آنان را به سوی خود جلب می‌کنند و احساسات حقیقی‌تر را در آنها نسبت به خودشان شکل می‌دهند. 

و آنچه که زنان شوهردار باید بدانند این است که تنها زمانی که در پوشش و دوری و فاصله‌ای از مردان دیگر قرار بگیرند است که آتش عشقی از نوع دوم که در اثر رابطه و توجه و محبت بین زن و شوهر شکل می گیرد و مودّت و رحمتی میان زن و مرد است از خطر سرد شدن و از بین رفتن نجات می‌یابد و اگر به خاطر نگاهها و فکر و فرهنگ جامعه (و یا دلایل) دیگر به جلوه‌ی خود در جامعه فکر کنند و این آتش خاموش یا کمرنگ شود. نهایتاً همواره در زندگی کمبودی احساس می‌کنند که با چیز دیگری قابل پر شدن نیست.

البته هر دوی این موارد در مورد مردان هم صادق است...

پس اگر با هر نگرشی فقط برای عشق (به هر کدام از دو صورت) به عنوان پدیده‌ای متعالی ارزش قایل باشیم باید که در کنار بسیاری موارد دیگر در حفظ عفت و پوشش جامعه بکوشیم و به خانواده و سلامت آن فکر کنیم.

اینکه چه ارتباطی میان رابطه جنسی، عشق و تعالی و عرفان وجود دارد سوال جالبی است.یک توضیح خوب توضیحی است که با سیستم چاکراها می توان به این سوال پاسخ داد.

هندیهای قدیم در مورد گره های انرژی بروی بدن که «چاکرا» می نامیدند مطالب جالبی دارند. در این مدل عنوان می شود که دو چاکرای اصلی از چاکراهای اصلی هفتگانه روح که به روی محور اصلی بدن قرار دارند، چاکرای عشق و چاکرای جنسی است که برای رسیدن به تکامل لازم است همه ی چاکراها با هم و هماهنگ کار کنند تا انسان به تعالی و کمال برسد ...

چاکراها چیزهای خیلی جالبی هستند و شاید اگر در مورد سیستم چاکراها و اینکه چقدر و چگونه با تفکر اسلامی قابل تطبیق است دانش اطمینانبخشی به دست آوردم یک پست اینجا نوشتم...

/ 0 نظر / 14 بازدید