عصر ماشین 2، «زنانگی زنده به گور شده»

در این زمانه که مردان مشغول طرح باکسهای منطقی‌ای بودند که خدا در میانشان فراموش می شد. مشغول ساخت ماشینهایی بودند که عشق در میان چرخدنده‌هاشان له می شد.

امید بود هنوز که اگر طبیعت مرده‌ است، زنان هنوز زنده‌اند.
آنها هنوز پر از زندگی و حیاتند،
آنها هنوز پر از شور و عشق اند.
آنها هنوز پیامبران بزرگ تکوینند به رسالت محبت و عاطفه و مهرورزی
و اجاقهای خانواده‌ها هنوز روشند و در این سرمای شهرها کسی یخ نخواهد زد.


با هویج سهم برابر و چماق عقب‌ماندگی،
چه زود ولی زنان هم کم کم رسالت خود را فراموش می کنند،
سهم برابر در چه؟ در قتل معنا و عشق و زندگی...
عقبماندگی در چه؟ در بازی دیوانه وار بشریت امروز...
نمی گویم که به زنان در طول تاریخ ظلم نشده بود،
ظلم شده بود به حدّی که زنان را مردان حتی زنده به گور می کردند،
«ولی هیچ زمان زنانگی زنده به گور نشده بود،
زنانگی به دست خود زنان، زنده به گور نشده بود».
با هویج سهم برابر و چماق عقب‌ماندگی

در این زمانه خدا را سخت می شود پرستید...
سخت می شود عاشق شد...
در این زمانه حتی سخت می شود بر خودمان گریست...
سخت می شود بر خودمان گریست، حتی اگر زن باشی!

/ 2 نظر / 7 بازدید
فریدون

ممنون که به من لطف داشتین و داستانم رو خوندین در ضمن من شما رو لینک کردم خوشحال میشم شما هم منو لینک کنید [گل]

حمیدی

احسنت. عجب جمله‌ی حکیمانه‌ای درباره‌ی ذبح زنانگی نوشتی. از خودت است؟