صدق

این خیلی بده که آدمها خودشان را اصلاً نمی شناسند که چگونه تصمیم می گیرند. یعنی ظاهراً یک استدلالهایی برای خودشان می کنند و بعد خودشان هم فکر می کنند که راست می گویند بر اساس آن دلایلِ خوب و زیبا دارند کار می کنند ولی در واقع میلها و خواستها و انحرافات دیگری باعث تولید آن تصمیمات شده است و خودشان هم اصلاً خبر ندارند. یعنی در واقعِ واقع خبر دارند. اگر یک وقتی با خودشان روراست شوند و به ته ته قلبشان نگاه کنند می فهمند که چرا این تصمیم را گرفتند ولی خوب کمند آدمهایی که بتونند اینقدر با خودشون روراست باشند، اینقدر صادق باشند که آنچیزی که ته قلبشان هست را حتّی برای خودشان رو کنند. واقعاً اگر کسی اینقدر با خودش روراست باشد شاید جزء همان صدّیقین باشد که می گویند...
ولی من که خودم فکر می کنم نود و نه درصد تصمیماتی که می گیریم به خاطر آنچیزهایی نیست که خیال می کنیم، یعنی درواقع چنین آدمی وقتی با خودش حقیقی‌اش یکهو مواجه بشه چه حالی ممکن است پیدا کند. فکرش را بکن یک کسی بدون رودربایستی آن انگیزه‌های حقیقی تصمیمگیری‌ات را برای تصمیم‌هایت در زندگی برایت رو کند و به تو نشان دهد چه بسا جهنمّی بشود و جالبی‌اش اینجاست که این آدمه در تمام عمرش اصلاً خبر نداشته باشه از این همه دوگانگی و تضادّی که در درونش وجود داره و فکر می کنه که همه کارهاشو داره مثلاً برای خدا انجام می ده.
واقعاً این انسان موجود عجیبیه...

/ 1 نظر / 5 بازدید
شبتاب

سلام با اجازه به این مطلبتون لینک دادم یا حق