طعم دنیا

دقت کردید تا به حال وقتی که چیزی می‌خوریم مثلاً داریم یک تکّه سیب می‌خوریم (یا در دهانمان می گذارند) ولی حواسمان نیست و فکر می کنیم که گلابی یا به، یا پرتقال! داریم می خوریم این فکر ما چقدر در طعم آن میوه تاثیر می‌گذارد و برایمان ناخوشایند می‌نماید. یا مثلاً گمان می کنیم که یک غذا چقدر بد مزه است و وقتی می فهمیم که «اِ این اون غذا نیست یک غذای دیگس!» چقدر یک مرتبه خوشمزه و دلچسب می‌شود.


دنیا هم همین است، اگر ما نگرش درستی نسبت به دنیا بدست بیاوریم که دنیا چیست برایمان هیچ وقت طعمی زشت نمی گیرد. در حالی که ما چون انتظار چیز دیگری را داریم و دنیا چیز دیگری است طعمش برایمان بسیاری اوقات بسیار زننده و غیر قابل قبول است:
انتظار داریم که در دنیا جاودان باشیم، در حالی که دنیا تنها سرای گذر است.
انتظار داریم که در دنیا لذّت بی‌رنج ببریم در حالی که لذّت دنیا کوتاه و آمیخته با رنج است.
انتظار وفا از دنیا داریم ولی دنیا پیش از این هم بارها گفته که بیوفاست.
آرزوهای بینهایت داریم در حالی که دنیا محدود است.
انتظار آسایش و کمال داریم در حالی که دنیا تنها دار ابتلاء و امتحان است.
اگر نگرشمان را نسبت به دنیا درست کنیم به جای غر زدن و اُرد دادن به خدا تازه می‌فهمیم و می‌چشیم که دنیا دقیقاً همان چیزی است که باید باشد.

 

/ 3 نظر / 10 بازدید
محمد مهدی

فکر کردی خیلی مخی؟ چون هوش مصنوعی خوندی[خنده]

جعفر

از بی عقلیشه که هوش مصنوعی خونده[قهقهه]

گلدسته

سلام. اتفاقا امروز می گفتم هرکس داشت به آرزویش می رسید-انتهای آرزویش!- فوت کرد و به آن آرزویش نرسید.(راست می گویید. یک بار پلو می خوردم و فکر می کردم ماکارونی است، بعدا که فهمیدم چه خوردم از غذایم لذت بردم. من با مطلب جدیدی در خدمتتان هستم هرچند به قول مادرم تکرار مکررات است.