در مرکب توحید

مهم این نیست که اندیشمند چه عنوانی را با خود به یدک می کشد، شیعه، مسلمان، خداپرست یا هر چیز دیگر، مهم این است که در قلب خود اصالت را به چه چیز می‌دهد. آیا قلباً اصالت را به حق، به خدا، و به تسلیم و اسلام می دهد، یا نه اصالت را صرفاً به فکر خاصی به ارزش خاصی می دهد، حتی اگر آن ارزش ظاهراً خیلی هم مقدّس و متعالی باشد.
اگر یک شخص صرفاً دغدغه‌ی اصلی‌اش کاملاً الهی‌بودن نباشد و دغدغه‌اش از شیفتگی چیز دیگری، شیفتگی مکتب دیگری، فرد و فکر دیگری بیاید چه دغدغه‌های اصلی‌اش از سنت بیاید، چه از مدرنیسم، چه عنوان عدالتخواهی را داشته باشد و چه عنوان آزادیخواهی را یا هر چیز دیگر، هرچند که آن دغدغه‌ها ظاهراً متعالی باشند وقتی که آن دغدغه‌ها خالص الهی نیست نهایتاً کارش چه بسا به اینجا برسد که تضادی بین برخی از آن دغدغه‌ها با الهی بودن با تسلیم بودن و با موحّد بودن پدید بیآید، آنجاست که شخص نهایتاً انحراف پیدا خواهد کرد و هلاک خواهد شد.
چه بسا طوفانی بیاید که تنها کسانی که در کشتی خداوند نشسته‌اند نجات پیدا کنند، آنجاست که تعالی جستن و بالارفتن از بلندی به پاهای خود هیچ سودی نخواهد بخشید.
وَ هِىَ تجَرِى بِهِمْ فىِ مَوْجٍ کاَلْجِبَالِ وَ نَادَى‏ نُوحٌ ابْنَهُ وَ کَانَ فىِ مَعْزِلٍ یَبُنىَ‏ ارْکَب مَّعَنَا وَ لَا تَکُن مَّعَ الْکَافِرِینَ(42)
قَالَ سَاوِى إِلىَ‏ جَبَلٍ یَعْصِمُنىِ مِنَ الْمَاءِ  قَالَ لَا عَاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَن رَّحِمَ  وَ حَالَ بَیْنهَمَا الْمَوْجُ فَکاَنَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ(هود43)

و آن [کِشتى‏] ایشان را در میان موجى کوه‏آسا مى‏بُرد، و نوح پسرش را که در کنارى بود بانگ درداد: «اى پسرک من، با ما سوار شو و با کافران مباش.» (42)
گفت: «به زودى به کوهى پناه مى‏جویم که مرا از آب در امان نگاه مى‏دارد.» گفت: «امروز در برابر فرمان خدا هیچ نگاهدارنده‏اى نیست، مگر کسى که [خدا بر او] رحم کند.» و موج میان آن دو حایل شد و [پسر] از غرق‏شدگان گردید. (43)

/ 2 نظر / 5 بازدید
سیدهانی

سلام. این که دغدغه اصلی انسان چه باشد، راز اصلی است؛ اما نکته حائز اهمیت این که رفتارها، مکتبها و ... آرام آرام دغدغه های انسانی را تغییر می دهند به سمت دلخواه خودشان. این است که باید از روزمرگی گریخت، باید از آداب بیشتر از عادات به آنها بهره برد ... خوشحال شدم که وبلاگت رو پیدا کردم :) موفق باشی.

یاسر

سلام مطلب جالبی بود. در ضمن دقدقه غلط املایی است و درست آن دغدغه است.