سکولاریسم

این روزها با هر کسی که راجع به یک موضوع اجتماعی خیلی فرقی نمی کند که آن موضوع رسانه باشد یا اجتماع، ایران باشد یا جهان، اقتصاد باشد یا سیاست صحبت می کردم وقتی یک کم سرش را ول می کنیم مثل آن داستان جک «امّا پاکستان» بر می گردد به حوادث اخیر.(خلاصه جک اگه نشنیدید اینه که هر کشوری را معلّم از دانش آموزی سوال می کند یکجوری ربطش می دهد به پاکستان و بعد راجع به پاکستان مفصّل توضیح می دهد)
و یک چیز دیگر که برایم خیلی جالب است این است که اکثر مواقع وقتی که راجع به حوادث اخیر صحبت می کنیم بحث بیش از هر چیز دیگری بر می گردد به بحث حکومت دینی یا حکومت سکولار و این خیلی وقتها کاملاً مستقل از این است که طرف مقابل بحث من چقدر ظاهراً مذهبی باشد و احتمالاً کسی که از نظام سکولار دفاع می کند ترکیه را به عنوان یک نظام سکولار مثال می زند که ببین چقدر جالب است و دینشان را هم حفظ کرده‌اند و از این طرف هم ممکن است مصر مثال زده شود که ببین چقدر مزخرف است و الا آخر...
مستقل از اینکه در وقایع اخیر چه کسی و چقدر حق داشت یا مقصّر بود و نظام ما چگونه است و مزخرف است و یا قابل پذیرش است می خواهم در مورد سکولاریسم فقط چند جمله بنویسم:‌ (نظامهای دینی البته آسیب شناسی خود را دارند که در این بحث نمی گنجد...)
در واقع سیاست یک مسئله کوچک است. اصلاً در دنیایی که خداوند همه آن را آفریده است و همه چیز پیش از آنکه به چیز دیگری مربوط شود به خالقش و ربّش خدا مربوط می شود چطور می شود که اصلاً مسئله‌ای به الاهیات و دین بیربط باشد. در واقع هر مسئله‌ای پیش از آنکه به چیز دیگری مربوط باشد یک مسئله الهی و دینی است و هر علمی و حقیقتی پیش از آنکه به چیز دیگری مربوط باشد به حقیقت جهان و خدا مربوط می شود و هر علمی در واقع یک علم دینی و توحیدی است.  در واقع تفاوت مومن و کافر، تفاوت موحّد و مشرک در تفاوت نگاه موحّدانه‌ به دنیاست مگر نه داشتن یک خدای شخصیِ خارجیِ مجرّدِ بی‌تاثیر ممکن است فرق خاصی با بت پرستی نداشته باشد. وقتی نگاه موحّدانه داشته باشیم به هر قضیه‌ای نگاه کنیم و هر علمی را تعقیب کنیم تفاوتهای بنیادینی در نوع نگاه و عمق نگاه و حتّی جزئیات می تواند حاصل شود. نگاهی که همه چیز را احاطه می کند و تحت تاثیر خود قرار می دهد و مجموعه‌ای واحد را به سمت خدا تشکیل میدهد.
اگرچه دین ممکن است در یک نظام سکولار خیلی مسالمت آمیز زندگی کند و گسترش یابد و مدّتها به زندگی و گسترش خود ادامه دهد ولی با تمام این حرفها فکر می کنم در تعریف دین به معنای عمیق آن یکجور تمامیت طلبی شدیدی وجود دارد تمامیت طلبی که نهایتاً نمی تواند یک نظام سکولار را تحمّل کند، تمامیت طلبی که به توحید مربوط می شود، خدایی که واحد است و شریکی را نمی پذیرد و نهایتاً به تضادّ و درگیری عمیقی میان ایندو منجر می شود که نهایتاً یا دین اخته می شود و یا آن نظام سکولار منهدم می شود و نظام‌های سکولار این را خوب می دانند و یا سعی می کنند دین مردم را آنجور که می خواهند اصلاح و اخته کنند و یا با مظاهر و مفاهیم دینی به شدّت مقابله کنند.

/ 1 نظر / 11 بازدید
جعفر

شاید بد نباشه در مورد موضوعه زیر هم یه چیزی بنویسی: سیاست ما عین دیانت ما و بالعکس. این جمله تا چه حد درسته؟