شکایت خویش از خویشتن

چند تا لغات سخت‌تر دعا:

علل: جمع علّت، بیماری - حوبه: گناه و تضییع حق - هواجس: جمع هاجس، آنچه به قلب خطور می‌کند - یعاضد: همیاری، از عضد به معنای بازو می‌آید– ربن: زنگار - طامحه: دوختن (چشم) – مخازی: جمع مخزیه، خصلت زشت و خوار کننده

این هم ترجمه:

به تو شکایت مى‏کنم از نفس زشتم که مرا بسیار به بدیها وا مى‏دارد و به هر خطا سبقت مى‏گیرد و به معصیتت بسیار حریص است .  و مرا به معرض خشم و غضب مى‏افکند و مرا دایم به راه هلاکت مى‏کشاند و نزد توام خوارترین هلاک شدگان خواهد.  این نفس زشت طفره و تعللش در طاعت بسیار و حرص آن به دنیا دراز است اگر شرى به او روى آورد بیتابى نموده و اگر خیرى به او رسد منع احسان مى‏کند.  بسیار مایل به لهو و لعب است و پر از غفلت و فراموشى به سرعت مرا به مهالک و خطرات مى‏کشاند و توبه‏ام را به وعده و تأخیر مى‏افکند.  خدایا بسوى تو شکایت مى‏کنم از دشمنى نفس که مرا گمراه مى‏کند و از شیطانى که مرا به راه باطل مى‏کشد و سینه‏ام را پر از وسوسه و خیالات فاسده مى‏گرداند.  و اوهام او بر دلم احاطه مى‏کند تا به هوا پرستیم مدد کرده و حب دنیا را بر من جلوه مى‏دهد و میان من و طاعت و مقام قربت جدایى مى‏افکند.  خدایا به تو شکایت مى‏کنم از دلى سخت که به دست وسوسه بگردد و زنگار خودسرى و خوى زشت در پوشد.  و از چشمى که از خوف تو اشک (شوق) نریزد و به هر چه خوشش آید نظر اندازد  خدایا مرا قوه و قدرتى جز به توانایى تو نیست.  و راه نجاتى از آلام و ناگواریهاى دنیا جز به حفظ تو ندارم.  از تو درخواست مى‏کنم به حکمت بالغه و مشیت نافذه‏ات که مرا جز به معرض جود و احسانت در نیاورى و آماج تیر بلا و فتنه نگردانى  و مرا بر دشمنان نصرت فرما و بر رسوایى و عیوبم پرده درکش و از بلاها حفظ کن  و از گناهان نگاهدار به حق رأفت و رحمتت اى مهربانترین مهربانان عالم.

 

/ 2 نظر / 20 بازدید
جعفر

این یکی قشنگ بود

جعفر

راستی اسم شخصی به نام آیت الله سید محمد ضیا آبادی رو تو تهران شنیدی؟ یکی از همکلاسیام میگفت که کارش خیلی درسته.