کلید گنجهای آسمان و زمین

وَ قالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونی‏ أَقْتُلْ مُوسى‏ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ...(غافر 26)
و فرعون گفت بگذارید موسی را بکشم و او پروردگار خود را به یاری بخواند..

چه به غایت مسخره است در نزد فرعونیانِ به زودی خفته به دریا دعا کردن موسی پروردگارش را. فرعونی که خویش را حاکم دنیا می داند و قوانین و دانش خویشتن را. در دنیای تنگ افکار او دعا چه جایی می توانست داشته باشد؟
دعا کردن در نزد آنکس که تفکّر فرعونی دارد و فرعونزدگان دنیای امروز باز هم همانگونه سخیف و تمسخرآمیز است. چه جایی دارد دعا کردن در دنیایی که آنرا محدود و محصور در قدرت و قوانین و دانش خویش می پندارند؟
آنان که فکرشان در قالب قوانینی کوچک و محدود از دانش کنونی بشر گره خورده چون مورچگانی می مانند که به نظاره خویش قوای سلیمانی عالم را موجوداتی بیشعور و بی مقصد و منظور می پندارند. کجاست دانش بشر در برابر عمق و پیچیدگی و عظمت دنیای اطرافش که دل هر ذرّه را که بشکافد از درک و فهم آن بیشتر و بیشتر عاجز می شود و در هر وادی از دانش پا می گذارد به تقریب جز به جهل خود چیزی نیفزاید. و اگر این «ماسه بازی در ساحل اقیانوس نادانسته‌ها» چیزی از عمق علم هم به راستی بر بشر مکشوف سازد، قطره دانش تجربی بشر را چه سزاست که بر فعل خدا حدّی گذارد؟ که خود دانشی است که به عصاکشانِ استقرا از نظاره فعل خدا حاصل شده است. به مثال آنکه علمی که نوکری از نظاره فعل خواجه‌ دانایش در امور خانه بقدر عقل خویش کسب کند چگونه حدّی بر امور خواجه گذارد که خواجه هر آن می کند که بخواهد!
و در برابر این قوانین کوچک و جزئی و محدود دعا خود قانونی است بزرگ و عظیم که نه مغایر با آنها بلکه محیط بر آنان است که حتی می بینی که کارهای بزرگ خدا نیز بدان جاری می شود. امامت در نسل آل ابراهیم ع به دعای او کشانده می شود و حتی نبی اکرم ص به دعای او بعثت می یابد و  عیسی ع و مریم س به دعای مادر رشد و هدایت یابند. دعا محدودیت نیست برای خدا بلکه دعا نقطه وصل است میان اراده بنده و مولا، پس این جز به آن محقق نیست که بنده دل را خالص و پاکیزه کرده باشد تا مجرای طلب باشد برای آنچه که نهایتاً اراده خداست!‌
ولی آیا ما نیز به دعا ایمان داریم آنسان که باید؟‌ آنکس که به دعا ایمان دارد آنسان می نویسد از دعا که علی ع در وصیت‌نامه خویش به فرزندش (نامه 31 نهج البلاغه+ ++) می نویسد که:
«و بدان! کسى که گنجینه‏هاى آسمان و زمین در دست اوست تو را در دعا رخصت داده و پذیرفتن دعایت را بر عهده نهاده، و تو را فرموده از او خواهى تا به تو دهد، و از او طلبى تا تو را بیامرزد...پس کلید گنجهاى خود را در دو دستت نهاده که به تو رخصت سؤال از خود را داده تا هرگاه خواستى درهاى نعمت او را با دعا بگشایى، و باریدن باران رحمتش را طلب نمایى»
آیا کسی که کلید گنجینه‌های آسمان و زمین در دست اوست آنسان فقیر است که ما هستیم؟ آیا کسی که توان نزول نعمت‌ها را دارد آنسان محروم زیست می کند که ما زیست می کنیم؟‌ چگونه ممکن است کودکی پدری داشته باشد به غایت ثروتمند و اینچنین در فقر و فلاکت و تنگدستی و حقارت زندگی کند که ما می کنیم آیا این کودک مقصّر نیست که قدر والد خویش را نشناخته است و آنگونه که باید از او طلب نکرده است؟
شاید این کودک طلب را به خلوص و نیت پاک انجام نداده است یا آنچه که به عقل کودکانه خود خواسته است جز ضرر بر او نیفزاید و والدش از دادن آن امتناع کند ولی اینها نباید رابطه کودک والدش را بگسلد، نباید کودک را به دریوزگی این و آن بکشاند و از طلب و خواستن از والد خویش صرف منصرف سازد. چگونه ممکن است که پدر و مادری به خواست بچه‌شان نگاه نیندازند و در برابر طلب او بر محبت خویش نیفزایند. چگونه ممکن است که خدایی که وجود به آدمی داده است و پرورش، انسان را کمتر دوست داشته باشد از پدر مادری که آنها را پرورشی است در برابر پروش او ناچیز؟ پس همانگونه که در ادامه نامه آمده است:
«پس دیر پذیرفتن او تو را نومید نکند که بخشش بسته به مقدار نیت بود، و بسا که در پذیرفتن دعایت درنگ افتد، و این براى آن است که پاداش خواهنده بزرگتر شود و جزاى آرزومند کاملتر، و بود که چیزى را خواسته‏اى و تو را نداده‏اند، و بهتر از آن در این جهان یا آن جهانت داده‏اند یا بهتر بوده که از تو بازداشته‏اند، و چه بسا چیزى را طلبیدى که اگر به تو مى‏دادند، تباهى دینت را در آن مى‏دیدى. پس پرسشت در باره چیزى باشد که نیکى آن برایت پایدار ماند، و سختى و رنج آن به کنار که نه مال براى تو پایدار است و نه تو براى مال برقرار.»

/ 5 نظر / 7 بازدید
سیدهانی

سلام. می‏دانی، احساس می‏کنم فریفته شده‏ایم، چون اینگونه چشم باز کردیم و به قوانین عالم عادت کردیم؛ معجزه هر لحظه و هر روز را عادی می‏انگاریم. لاجرم روابط پیچیده را ساده احساس می‏کنیم و خود را خدای همه چیز! تا شود اتفاقی بیفتد که انگشت حیرت به دهان بریم، اما حیف که كَأَيِّن مِّن آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ. دوست دارم نظرتون رو راجع به مطلب وبلاگم بدونم. http://seyedhani.persianblog.ir/post/255/ موفق باشید.

گلدسته

سلام. زیبا نوشتید [گل] متشکرم. [لبخند]

گلدسته

سلام. زیبا نوشتید [گل]-پیامم را خصوصی می گذارم چون غیر خصوصی ارسال نشد.-

یادداشت های پراکنده

سلام.خدا قوت

گلاب

سلام قشنگ بود اما طولانی. بعضی جاها مطلب را باز تکرار کرده اید. ادبیات آن راحت تر بود بهتر بود.