علم دینی 2

منظور از دینی کردن علومی که دینی نیست این است که از روشها و مطالب دینی که از طرق غیرعادی بدست می‌آید در دانستن حقیقت و استخراج دانش دخیل باشند و این دخالت به درجه نیازمندی آن دانش به دین بستگی دارد. چرا که از آن طرف هم دین دقیقاً به قدر نیاز بشری نازل می شود بنابراین منظور از دینی کردن دانش این نیست که روشها و مطالبی که از طرق عادّی قطعی به دست می‌آید به دور بریزیم بلکه این است که روشها و مطالب دینی را به این مطالب اضافه کنیم و در خدمت دانستن بیشتر با توجه به ظرفیت دین در آن حوزه قرار دهیم و آنها را احیاناً جانشین برخی مطالب وهمی و غیرصحییح کنیم، مطالب غیرصحیحی که در علوم انسانی غربی از این دست مطالب حتی در اصلی‌ترین گزاره‌ها و اصول آن کم نیست. حتی منظور این نیست که روشها و مطالبی که به صورت ظنّی و احتمالی بدست می‌آید را کلّاً به کنار بگذاریم بلکه مسئله این است که پیش‌شرطهای دینی بروی احتمالات در این علوم تاثیر می گذارد همانگونه که پیش‌شرط‌های الحادی می گذارد. پس باید روشهای ظنّی را با پیشفرضهای دینی دوباره به کار گیریم.
اینکه علمی را که فقط از طرق عادّی می تواند به دست آید را سکولار بدانیم نوعی مغالطه لفظی است. منظور متداول از سکولار گرایش به دخالت ندادن دین است، دقیقاً به این معنا که ما می خواهیم در همه عرصه‌ها فقط از طرق عادّی استفاده کنیم و هیچ طرق غیرعادی دینی را هم دخالت نمی‌دهیم. در واقع مفهوم سکولار و دینی مثل مفهوم کوری و بینایی هستند که نمی توانیم بگوییم که دیوار کور است چون اصلاً‌ بینایی قرار نبوده است برای دیوار تعریف شود.
ولی نکته نهایی و مهمتر اینکه با نگاه مومنانه و تعریفی کلّی‌تر از دین چیزی علمی خارج از دایره دین تعریف نمی شود. روش عادی هم از طرف خداست خلاف گمان بیهوده برخی سفیهان، فقط تفاوت روش عادّی و غیر عادی این است که روش عادّی به ایمان ربطی پیدا نمی کند و بدون پیامبران هم انسانها می توانستند آن را استفاده کنند و فقط این رحمت عامّه خداوند است که کافران و مومنان را در آن مساوی شریک می کند و مومنان هرگز چیزی از غیر از عندالله دریافت نمی کنند که بخواهد چیزی برای آنها سکولار باشد بعلاوه که اصلاً‌ خود کسب علم و هر چیز دیگری در زندگی‌شان همه در سایه‌ی نگاه و روش دینی تعریف می شود و جریان می یابد. پس برای مومن آب خوردن او هم رنگ دینی الهی دارد.

/ 0 نظر / 17 بازدید