اصالت رفاه و الحاد

اینکه در رفاه بودن و راحت‌تر زندگی کردن دنیا تنها دغدغه و ارزش فکری من باشد، اینجور فکر کردن مرا به الحاد خیلی نزدیک می کند، حتی اگر حصار خودخواهی را کمی شکسته باشم و نه فقط رفاه خود بلکه رفاه خود و دیگران تنها هدف من در زندگی باشد باز با ایمان فاصله زیادی دارد. شخصی را در نظر بگیرید که تنها برای مرفه بودن و راحت زندگی کردن و غرق در ثروت و عیش بودن ارزش قائل است و از طرفی دنیایی را در نظر بگیرید که مملو از مشکلات و سختی‌ها و محرومیت‌ها ورنجهاست. تکلیف قادر مطلق در چنین سیستم ارزشگذاری‌ای چه می‌شود؟ یا چنین موجودی وجود ندارد که خوشی را بر تمام دنیا مستولی نمی کند یا اگر وجود دارد خیلی عوضی است که کاری در حلّ همه مشکلات دنیا و سیطره رفاه مطلق بر آن نمی کند!! شاید همین لذّت‌طلبی مفرط ملحدان باشد که برخی از آنها را اینقدر با «مسئله شرّ» درگیر نموده است...(همه این حرفها جدای از این است که آن خدا حالا بخواهد شریعت و احکامی تکلیف کند که جاهایی از آن هم، (مثل روزه گرفتن) خودش سخت و ضدّ رفاه! باشد. چنین خدایی دیگر باید سادیسم هم داشته باشد!)

/ 2 نظر / 6 بازدید
روناک

فکر میکنم املای درست "دغدغه" باشه

سلام. من که روزه گرفتن ماه رمضان را خیلی دوست دارم ولی اصلا متوجه مثالتان نشدم.